سفارش تبلیغ
صبا ویژن

اینک آخرالزمان

مثلثِ ابلیس ، ترامپ و هریس ! -
اما با کنارگیری جوبایدن از رقابت در انتخابات نوامبر سال 2024 میلادی و جایگزینی کامالا هریس به جای وی، مثلث معروفِ "زن – مرد – شیطان" مجدداً شکل گرفت !
و بازهم شیطان ملعون، دوباره همان قائله قدیمی را برپا نموده و مکر تکراری سال 2016 را مجدداً پیش روی جامعه مفلوک آمریکا -که همچون بیماریست که این روزها در حال احتضار بِسرمی برد- قرار داده است !
ابلیس خبیث مکار، مجدداً برای خودش یک سناریوی 2 سر برد را طراحی نموده و چونان کسی که نیرنگ هایش ته کشیده باشد با استفاده از یک نیرنگ کهنه، مستعمل و پوسیده، آمریکا را وارد یک بازی انتخاباتیِ تکراری و اجباری کرده است ؛ انتخاب بین بد و بدتر !
یعنی شما مجدداً ناگزیر هستید تا به حاکمیت یک جاهل کامل(دونالدترامپ) راضی شوید و یا اینکه پای سند حاکمیت زن(کامالاهریس) را امضاء نمایید که هردوی اینها نهایتاً بِمنزله سقوط و سپس فروپاشی آمریکا، و متعاقب آن یک زلزله عظیم بین المللی و اضمحلال جهانیست، تنها با این تفاوت که هرکدام از این دو گزینه ممکن است که مدت زمان وقوع آن را اندکی به تعجیل یا به تعویق بیاندازند !
آنها (ابلیس-یهود) این بار عزم خود جزم کرده و به هر ترفندی شده می خواهند آمریکا را مضمحل نمایند و عجیب اصرار دارند که بساط معرکه گیری این کشور را برچیده و سفره اش را جمع کنند، ولو شده به ضرب و زور، بلکه بدین ترفند، خلایق (جامعه جهانی علی الخصوص یهود) دست از سر این ینگه دنیایِ شهر فرنگ، مرغ هزاررنگ، و شعبده باز هزار چهره برداشته و توجهشان را معطوف به ابرقدرت و طاغوت جدید، یعنی پادشاهیِ "ابلیس-دجال-یهود" در خاورمیانه و مشرق زمین بنمایند!!!

درحاشیه -
در خصوص فرمانروائی زن و خطر انقراض زمین، سابقاً در این مقالات توضیح داده شده است :
آرشیو زمانی مقالات پست 202 به تاریخ 1 تیر 1395(گردآوری شده درکتاب هالیوود و آخرالزمان صفحات 120 تا 137)
آرشیو زمانی مقالات پست 204 به تاریخ 4 مرداد 1395 (گردآوری شده درکتاب هالیوود و آخرالزمان صفحه 191)
پست پنجم وبلاگ اینک آخرالزمان بلاگفا به تاریخ 21 اسفند 1398 (گردآوری شده درکتاب اپرال هک صفحات 52 تا 55)

ترامپ یا سفیانی – زن یا کامالا هریس !
اینجانب در مقاله "سفیانی و موسم حکومت او" که در کتاب ”اپرال هک"(صفحات 30 تا 52) نیز به چاپ رسید، به مشابهت هائی -البته ظاهری- بین ترامپ و سفیانی اشاره نمودم !
البته این شاید خیلی بعید و سختگیرانه باشد که بخواهیم بپنداریم دونالدترامپ همان سفیانی است، اما دستکم می شود ترامپ یا جریان "ترامپیسم" را ندیم سفیانی و جریان جهانی او بدانیم، بدین مفهوم که؛
یا سفیانی همانند یک کمیت متناظر، مقارن با الگوی حرکتی ترامپ و درسایه او حرکت خواهد کرد و یا اینکه ترامپ زمینه سازِ نهضت و حرکت جهانی سفیانی خواهد شد!
به نظر می رسد که ترامپ این بار شمشیرش را از رو بسته و به هر حیله و تدبیری متوسل شده وخواهد شد تا شخص اول (رئیس جمهور آمریکا) شود..
او همانطور که در لفافه نیز لفظش را آمده، به هرقیمتی که شده راه یابی به کاخ سفید را می خواهد ولو اینکه مجبور شود جنگ داخلی براه بیاندازد..
به اعتقاد این حقیر اگر او این مرتبه موفق نشود به کاخ سفید راه یابد، به شکل جدی به درگیری و نزاع داخلی روی خواهد آورد، که اگر چنین اتفاق شومی رخ دهد می تواند به نوعی تفسیر این حدیثِ امام صادق و امام باقر نیز باشد که می فرمایند:
"سفیانی در ماه رجب خروج میکند و شورش و فتنه او 15 ماه به طول می انجامد. 6 ماه میجنگد و 9 ماه بی کم و کاست حکمرانی میکند!"
(غیبت نعمانی صفحه 300 / بحار الانوار جلد 52 صفحه 248 )
که ایام آن نیز به شکل اتفاقی برهم منطبق اند :
بدین منظور که اگر ترامپ خروج کند(یعنی برای تصدی پست ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا به زور متوسل شود) با ماه رجب تقارن دارد. باتوجه به اینکه او باید تا پایان انتخابات و شمارش آراء که در اواخر نوامبر و اوایل سپتامبر 2024 است درنگ کند، بنابرین بهانه جوئی احتمالی او برای تقلب در انتخابات و سپس آغاز جنگ، در زودترین زمان ممکن به همان اوایل سپتامبر 2024 تا اوایل ژانویه 2025 بازمی گردد که دقیقاً همزمان با ماه رجب سال 1446 قمری است!

و اگر هم که زن(کامالا هریس) بدون درگیری و حاشیه به کاخ سفید وارد شود، از همین جا و از همین زمان همگی بخوانیم برای زمین و اهل آن ؛
رحمِ الله و من یقرأهُ فاتحة مع صلوات
دیگر این دغدغه کشور آمریکا و جامعه خردمندان و دلسوزان آن خواهد بودکه بروند و بیاندیشند که در مقابل نیرنگ و دسیسه این پیرروباه مکار و این جانور حقه باز -ابلیس خبیث- چه باید بکنند!!!!!

چرا حمایت از آمریکا !؟ -
شخص بزرگواری به اینجانب می گفت :
این موضوعات چه ارتباطی به ما دارد !؟
ثانیاً مگر آمریکا دشمن ما نیست، مگر یک بدالگوی جهانی نیست، مگر شیطان بزرگ نیست !؟
خب بگذارید از بین برود و متلاشی شود؛ به جهنم !.. چه بهتر برای جامعه جهانی که یک سَرخری همانند آمریکا بالای سرش نباشد!!!
در نگاه اول می بینیم که این سخن پربیراه نیست و کشور امپریالیسم-کاپیتالیسم آمریکا همچون یک "نیوبابل" ، حدود دو قرن است که مروج شیطانیت نوین است و بِعنوان یک بدالگو، هم فساد تولید و صادر می کند و هم در عرصه زورگوئی و چپاولگری، گوی رقابت از همگان ربوده و تُرکتازی می کند، بنابرین به نظر می رسد که اگر به درک برود و شرش کم شود، جهان نفس راحتی خواهد کشید !

اما درنگاه عمیق تر و در لایه پنهان و زیرین این موضوع حقایق دیگری نهفته است :

الف) فروپاشی آمریکا مثال پخش یک کمپلکس ویروس-
کوچکترین مثالی که می شود در اینجا بدان اشاره کرد اینست که ما کشور آمریکا را همچون کمپلکسی از انواع ویروسها و باکتریهای مرگبار فرض نماییم که با اضمحلال آن، محتوای این کمپلکس در تمامی جهان پراکنده شده و شیوع می یابد !

ب) فروپاشی آمریکا و مثال فاجعه "دیر یاسین" -
هنگامیکه در سال 1948 میلادی، ارتش بریتانیا از فلسطین رفت ، قیومیت این سرزمین را بین اعراب و اسرائیلی ها به مزایده و رقابت گذاشت و کاملاً بدیهی بود که یهودیان تا دندان مسلح مالکیت را از آن خود خواهند کرد. و همین اتفاق رخ داد که منجر به قتل عام و کشتار تاریخی دیریاسین شد !

ج) فروپاشی آمریکا و مثال سقوط یک آسمانخراش-
در زمان بحران اقتصاد جهانی در دهه 1970 میلادی، هنگامیکه به مرحوم شاه اعتراض می کردند که چرا اینقدر به کشورهای اروپائی کمک میکنی !؟
ایشان درمقام پاسخ می گفت که من به این مهم اعتقاد دارم که نقش این کشورها درعرصه بین المللی همانند یک آسمانخراش است که سایر کشورها همچون ساختمانهای کوچکتری در مجاورت آنها بنا شده اند و اگر آسمانخراش فروبریزد تمامی ساختمانهای مجاور را نیز به زیر آوار خواهد برد!
آن مرد شریف، هدف خود از کمک به کشورهای صاحب قدرت و صاحب نفوذ اروپائی را بدینگونه توجیه می کرد که ؛ هدف باج دادن نیست، بلکه هدف پیشگیری از وقوع یک حادثه است!
و اینک موضوعی که در لایه پنهان سناریوی نابودی و اضمحلال آمریکا قراردارد درحکم همان از چاله درآمدن و به چاه افتادن است. افول و سقوط آمریکا ممکن است درنگاه اول کم شدن یک عامل شر درجهان به نظر آید، اما بِتدریج جهان دچار بحران ها و مشکلات عدیده ای خواهد شد که بسیاربسیار بیشتر از آنچیزیست که درحال حاضر با آن دست به گریبان است.
حال قابل توجه آن جماعتی که تا نوک بینی خویش را بیش نمی بیند و منتظر نشسته اند تا آمریکا نابود شده و مرگ آن را به شادی بنشینند، باید عرض کرد که امروز نیز آمریکا –بد یا خوب- نیز در حکم لوکوموتیو یک قطار مسافری است و اگر از خط خارج شود قطار متوقف شده و یا از ریل خارج می شود، بنابرین هدف، نجات این آمریکای جهنمی نیست، بلکه هدف، نجات جامعه جهانیست!

د) فروپاشی آمریکا و انتقال قدرت به ارض مقدس -
اما مهمترین قسمت بحث در همینجاست :
همانگونه که سابقاً و در مقالات پیشین –علی الخصوص آنچه که در کتاب اپرال هک آمده- به شکل جامع و کامل توضیح داده شده است، هدف اصلی از نابودی ایالات متحده آمریکا، انتقال قدرت به اسرائیل و اجرای طرح "اورشلیم : پایتخت جهانی حکومت ابلیس-دجال" است!
در روایات رسیده از اهل سنت و پیشگوئی های انجیلی(و همچنین کتب عهد عتیق)، رویداد آخرالزمانی بزرگ پیش از ظهور منجی الهی، همین موضوع پادشاهی جهانی "ابلیس-دجال" به مرکزیت اورشلیم(بیت المقدس یا همان قدس شریف : قبله اول مسلمین) است !
اما در روایات رسیده از پیشوایان شیعه ومطابق احادیث ائمه اطهار،رویداد آخرالزمانیِ بزرگ پیش از ظهور منجی الهی، ظهور سفیانی و نهضت جهانی اوست!
به هرحال تفاوتی هم نمی کند چراکه در هر دو صورت فردای جهان بسیار بدتر و اسف بارتر از امروز آن خواهد شد !
حال پرسشی که مکرراً در این چندسال مطرح شده است چنین است :
اگر که پیشگوئی ها – روایات و احادیث، خبر چنین وقایعی را داده اند، پس تلاش ما چه سودی دارد !؟
و آیا اینهمه تکاپو و سعی در خلق آگاهی(یعنی آگاه کردن مردم) بیهوده نیست !؟
بنده درمقام پاسخ به این سوال سابقاً نیز گفته بودم که ؛
«إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ» -
« إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ » -
«فَعَّالٌ لِما یُریدُ» -
«اِنَّ اللّهَ به کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» -
«اِنَّ اللّهَ علی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» -
خداوند هر چه بخواهد انجام می دهد –
خداوند هرچه اراده نماید به انجام می رساند –
خدایتعالی قادر و توانا به انجام هر کاریست -
حال به اعتقاد شما این آیات قرآن بالاتر است یا پیشگوئی ها و احادیث و روایات رسیده ولو از جانب برترین بندگان خدا !؟
وقتی گفته می شود که خداوند قادر به انجام هرکاریست یا هرآنچه اراده کند و بخواهد به انجام می رساند، یعنی اینکه توان گشایش راهها یا راهکارهای دیگری برای بشریت -به غیر از آنچه در پیشگوئی ها گفته شده است- را نیز دارد، ولو اینکه در هیچکدام از پیشگوئی ها بدان اشاره ای نشده باشد. بنابرین با اتکا به این مهم و اعتقاد و باور قلبی به این حقیقت غیرقابل کتمان، با امید به یاری و مساعدت خداوند قادر متعال درگشایش و تسهیل در امور بندگانش، باید پایفشاری و پایمردی نمود و به صِرف پیشگوئی ها و احادیث و روایات از استقامت بازنایستاده و از مبارزه(با قلم و آگاهی و سایر راههای خداپسندانه و الهی) دست نکشید و تسلیم طرح شیطانیِ دجال و سفیانی و امثالهم هم نشد ؛
خدای را چه دیدید، شاید گشایشی در راه باشد. انشاالله تعالی

 

پایان مقاله
جمعه 5 مرداد 1403 شمسی
20 محرم 1446 قمری
26 جولای 2024 میلادی


تقلب در جام ملتهای اروپا (یورو 2024 – Euro 2024) -
همانگونه که بارها نیز در لابلای مقالات عنوان نموده بودم، هرحرکتی(یا حتی نیتی) در جهان مادی، از باطن عالم به سمت ظاهر آن(یا از اعماق و درون به سمت بیرون)، اثر وضعی خود را به شکلی نشان خواهد داد، منتهای مراتب قوه تشخیصی باید آنجا حاضر باشد تا بتواند اثر ظاهری(یا اثر وضعی) انعکاس یافته را به ما نشان دهد، همانگونه که کاغذ تورنسل، اسیدی یا بازی بودن یک محلول را به ما نشان می دهد!
تقلب، شیادی و فریبکاری که در Euro 2024 روی داد، به اعتقاد این حقیر درحکم یک برگه نمایشگر یا همان کاغذ تورنسلی بود که رنگ قرمز را نشان داد و به جهانیان اعلام کرد که تقلبی بزرگتر در راه است!
این توطئه باطنی(تقلب بزرگ) که شاید کمتر کسی در جهان از وقوع آن آگاه بود، اثر ظاهری خود را درطی مسابقات فوتبال Euro 2024 منعکس نمود!

در حاشیه -
پس از انتشار پست هشدار و اخطار در مورد تقلب در مسابقات Euro 2024 ، رفیق شفیقی به اینجانب گفت که تو را چه به دخالت در این مواضع !؟
حالا آنها تقلب کرده اند و خواسته اند به میل خودشان یک جام جعلی و فاقد اعتبار را به اسپانیا یا انگلیس یا فرانسه بدهند، به تو چه !؟
در جواب او همین استدلال را آوردم و گفتم که این انعکاس یک تقلب بزرگ است و همگی ما موظف هستیم که در مقابل آن بایستیم و می باید که جلوی آن را بگیریم، چون این همانند یک اتومبیل ترمز بریده و یا یک نوسیل تازه آغاز شده و یا یک بهمن در آستانه ریزش است ؛
اگر از همینجا جلوی آن را نگیریم، در دور سرعت افتاده و تبدیل به تراژدی خواهد شد که دیگر هرگز نمی توانیم در مقابل آن ایستادگی کنیم!!!
این مسابقه فوتبال است، یک موضِع خُرد است و نه یک موضع کلان، اما درطی همان رویداد چندین تصمیم غلط ، نادرست و متقلبانه گرفته می شود که آمال و آرزوی ملتها را برباد می دهد ؛
یک تصمیم نادرست توسط داور گرفته می شود و یک سوت غلط زده می شود، زحمات چندین ساله فدراسیون و تیم ملی فوتبال یک کشور دود می شود به هوا می رود!!!
یک تصمیم نادرست توسط داور گرفته می شود و یک سوت غلط زده می شود، امید و آرزوی یک ملت یک شبه برباد می رود!!!
یک تصمیم نادرست توسط داور گرفته می شود و یک سوت غلط زده می شود، نیمی از جمعیت یک کشور برای مدتها مایوس و سرخورده می شود!!!
و این موضوع به ظاهر کوچک، چیز بی اهمیتی نیست که ما بتوانیم براحتی و بی تفاوت از کنار آن عبور کنیم!

و این را مجدداً عرض می نمایم که این جام باید ابطال شده و فاقد اعتبار اعلام گردد وگرنه تقلبی بزرگتر برستون آن استوار خواهد شد و به همین منظور آن پیام تهدید همچنان پابرجاست و هرچه تصمیم به ابطال و ملغی نمودن آن توسط متولیان امر دچار تاخیر گردد، فنر حادثه(یا مجموع حوادثی که مستقیماً شما و منافعتان را هدف گرفته است) فشرده ترخواهد شد و همانگونه که قبلاً نیز عرض کرده ام ؛
فنر هرچه بیشتر فشرده گردد، رفلکس آن شدیدتر خواهد بود !


تکرار مکر ابلیس برای انتخاب رهبر جدید آمریکا :    
 یا دونالد ترامپ(سفیانی) 
 یا کامالا هریس(زن) 

 

الف) قتل احمد شاه مسعود یازده سپتامبر !   
هنگامیکه در صبح روز جمعه 10 سپتامبر 2001 ، احمد شاه مسعود در دره پنجشیر ترور شد، غم عجیبی وجودم را فراگرفت و در خلوتِ تنهائی خود به چگونگی این تراژدی می اندیشیدم که ناگهان ساعاتی بعد و در روز شنبه 11 سپتامبر 2001 ساعت 8 صبح به وقت نیویورک، هدف قرارگرفتن برجهای دوقلو( مرکز تجارت جهانی)، مرا در بهت و حیرت فروبرد !
بعدها همواره سعی داشتم تا به راز و رمز این تقارن مجهول پی ببرم که آیا واقعاً بین ترور یک رهبر کارآمد و یک چریک جان برکف(که به چگوارای فلات ایران مشهور بود) با حادثه ای که منجر به ظهور یک ماشین جنگی در منطقه شد که سبب ساز بروز جنگی ده ساله با یک میلیون تلفات و میلیاردها دلار خسارت در خاورمیانه گردید، ارتباط و پیوستگی قابل توجیه و توضیحی وجود داشته است !؟

الف) قتل قاسم سلیمانی کرونا پاندمی !         
اما این بگذشت تا اینکه ساعتی پس از نیمه شبِ 13 دیماه 1398 خورشیدی(3 ژانویه 2020) و برروی مدار 33 درجه، ترور بزرگ دیگری در تاریخ جهان به وقوع پیوست و این بار نیز یک رهبر نظامی بزرگ دیگر که دستکمی از احمد شاه مسعود نداشت، در مسیر فرودگاه بغداد به قتل رسید؛
حاج قاسم سلیمانی !    
این فاجعه نیز پدیدآورنده بهت و حیرت بزرگی برای یک ملت بود، اما عجیب تر از آن یک شوک عظیم جهانی بود که بازهم مقارن همان ایام به واسطه کروناپاندمی گریبانگیر جامعه جهانی شد ؛
بیماری مرگباری که ظرف مدت 5 سال، 5 میلیون نفر تلفات طبق آمار رسمی سازمان بهداشت جهانی(و بنابر آمار غیررسمی 15 میلیون نفر تلفات) برروی دست بشریت بِجای گذاشت !   
اما باز این سوال مجدداً در ذهنم ایجاد شد که ؛ آیا این واقعاً تصادفیست که پس از ترور 2 رهبرِ نظامیِ برجسته و بزرگ، بواسطه 2 رویداد ناخوشآیند(جنگ
بیماری)، در جهان کشتار برپا می شود!!!؟؟      
یا اینکه اینگونه افراد 
خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته- حقیقتاً همچون یک ضامن و مهار حوادث بوده اند که با خروجشان از صحنه، آن حوادث فعال شده و از جامعه جهانی قربانی گرفته است!!!    

ج) مرگ یک رئیس جمهور تشکیل مثلث فریب !    
اما یکی از آشنایان، اواخر سال گذشته(سال 1402 خورشیدی) خبری را به نقل از چند سایت اخبار ماورائی و برخی شبکه های اجتماعی و غیررسمی برایم نقل کرد که ؛اعظم کاهنان و مرتاضان و پیشگویان اعلام نموده اند که در اوایل اردیبهشت 1403 یک شخصیت بزرگ و برجسته سیاسی دنیا را ترک می گوید و متعاقب آن دنیا آبستن حوادثی خواهد گردید !           
اگرچه مرگ رئیس جمهور رئیسی(که بوی توطئه و ترور نیز از آن به مشام می رسید)، در روز آخر اردیبهشت 1403 اتفاق افتاد اما آن پیشگوئی -که صد البته از آن نیز بوی فریب و نیرنگ می آمد- به وقوع پیوست ! ( منظور اینست که پیشگوئی در کار نبوده بلکه آنها از پیش چنین رویدادی را طراحی نموده و سپس آن را اجرا نموده بودند ؛
درفصل اول سریال آمریکائی ساعت 24 که محصول سال 2002 میلادیست ، در یکی از اپیزودهای آن می بینیم که مقامات آمریکائی با یک رئیس جمهور از یک کشور خاورمیانه ای به همراه یکی از وزرایش 
بخوانید رئیسی و امیرعبداللهیان- برای تبادل اطلاعات محرمانه برای مبارزه با یک شبکه تروریسم جهانی، ملاقات می کنند، اما پس از تبادل اطلاعات و بِمحض برخاستن هلیکوپتر رئیس جمهور کشور خاورمیانه ای، هلیکوپتر دچار سانحه شده و در همان منطقه سقوط می کند.. جالب اینکه به نظر می رسد که به ساعت دقیق سقوط هلیکوپتر نیز اشاره می شود !)  

 بالگرد

اما سوال کلیدی اینجاست :      
آیا واقعاً
"سید ابراهیم رئیس السادات" رئیس جمهور پیشین کشور ایران نیز یک ضامن مهار بوده که با حذف و خروج وی قصد توطئه جهانی دیگری را دارند !؟          
در پاسخ باید عرض کنم که :  
شخصاً بدین نتیجه رسیده ام که این دو موضوع (مرگ یک رهبرسیاسی-نظامی و مقارن و همزمان با آن وقوع آشوب های جهانی) نمی توانند صددرصد تصادفی بوده و بایکدیگر بی ارتباط باشند!
اگرچه در یک نگاه منطقی و واقع بینانه شما هرگز نمی توانید چنین موضوعی را اثبات نمائید، اما این جانوران (یهود و سایر خادمین ابلیس) و ارباب ملعونشان به نکات ماورائی و سطوحی از آگاهی و علوم باطنی، دسترسی و اشراف دارند که برمبنای آن به خوبی می دانند که اگر در بلخ، همان "آهنگربلخی
" را وادار به گناه نمایند، هدفشان که همان "زرگرشوشتری" است، به صورت اتوماتیکمان از بین خواهد رفت :   

"گنه کرد در بلخ آهنگری       به شوشتر زدند گردن زرگری"

آنها فقط تحقیق و بررسی می کنند تا بدین نکته کلیدی پی ببرند که برای رسیدن به هدف و نیل به مقصودشان، کدامین دکمه را کی و کجا باید فشاردهند.. بنابرین به احتمال زیاد آنها بِخوبی می دانند که با خارج کردن کدامین ضامن، چه حادثه ای و درکجای این زمین پهناور فعال می گردد!!!        

تقلب بزرگ - 
اگرچه دلایل منطقی و قانع کننده ای برای اثبات این موضوع ندارم، اما گمان می کنم که مرگ رئیسی بِعنوان نماد و نشانه یک تقلب بزرگ بوده و پیش زمینه ای برای اجرای آن در سطح جهانی باشد که شاید منجر به وقوع برخی رویدادهای سهمگین آخرالزمانی گردد!